الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

30

إحياء علوم الدين ( فارسى )

بدان ببرد به باطل اگر چه مسواكى از أراك « 83 » باشد ، و غموس براى آن خوانند كه صاحب آن را در آتش فرو برد ، چه « غمس » فرو بردن را گويند ، چهارم جادوى ، و آن هر سخنى باشد كه آدمى و ديگر جسمها را از موضع خلقت بگرداند . و سه در شكم : يكى خوردن خمر ، و مست كن از هر شرابى كه باشد ، دوم خوردن مال يتيم بظلم ، سوم خوردن ربا با دانستن . و دو در فرج : و آن زنا و لواط است . و دو در دست : و آن كشتن و دزدى كردن است . و يكى در پاى : و آن گريختن است از صف كافران ، چون يكى از دو بگريزد ، و يا ده از بيست بگريزد . و چون بيش از آن باشند گريختن روا بود . و يكى در همه اندام : و آن بىفرمانى مادر و پدر است . و از جملهء عقوق ايشان آن است كه اگر در حقّى بر وى سوگندى ياد كنند ، سوگند [ 20 ] ايشان را راست نگرداند ، اگر حاجتى خواهند از وى ، ندهد ، و اگر دشنام دهند ، ايشان را بزند ، و اگر گرسنه باشند ، طعام ندهد ، و اگر تشنه باشند ، شراب ندهد . اين آن است كه گفته است ، و نزديك است ، و ليكن تمام شفا از آن حاصل نمىشود ، چه افزودن بر آن و كم كردن از آن ممكن است . چه خوردن ربا و مال يتيم را از كباير شمرده است ، و آن جنايتى است بر مالها ، و از كباير نفوس جز كشتن را نشمرده است ، و اما بر كندن چشم و بريدن دست و غير آن را از تعذيب مسلمانان به زدن و انواع عذاب تعرض ننموده است . و زدن يتيم و تعذيب او و بريدن اطراف او شك نيست كه بزرگتر از خوردن مال او بود ، و چگونه بر اين جمله نباشد كه در خبر است : من الكبائر السّبتان بالسّبّة الواحدة ، و من الكبائر استطالة الرّجل في عرض أخيه المسلم ، اى ، دو دشنام در مقابلهء يكى از كباير است ، و دراز زبانى مرد در عرض برادر مسلمان از كباير است . و اين زيادت از قذف محصن است . و أبو سعيد خدرى و غير او از صحابه گفته‌اند كه شما كارها كنيد كه در چشم شما باريك‌تر از موى است ، ما در عهد پيغامبر آن را از كباير شمرديم . و طايفه‌اى گفتند : هر چه عمد است كبيره است ، و هر چه خداى - عز و جل - از آن نهى فرموده است كبيره است . و برداشتن پرده از اين معنى آن است كه نظر ناظر در آن كه دزدى كبيره است يا نه درست نيايد تا اوّل معنى كبيره فهم نكند ، چنان كه اگر كسى گويد كه دزدى حرام است يا نه ؟ در معرفت آن طمع نتوان داشت مگر پس از آن چه معنى حرام در اوّل دريابد ، پس بحث كند كه آن معنى در دزدى موجود هست يا نه . چه كبيره از روى لفظ مبهم است و آن را موضوعى خاص نيست ، نه در لغت نه در شرع ، زيرا كه صغر و كبر از مضافات

--> ( 83 ) أراك ، درختى است كه از چوبش مسواك سازند ، بن دندان سخت كند و بوى دهان خوش دارد .